السيد الطباطبائي
96
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
بوده باشد و لازمه اش اينست كه آن شىء ذاتى مستقل و قائم به خويشتن و واجب الوجود بوده باشد . ولى اين توهم باطل است و ملازمه اى بين وجوب ذاتى وجود بحسب اصطلاح منطق با وجوب ذاتى وجود بحسب اصطلاح فلسفى نيست و همچنين هيچ منافاتى بين ضرورت ذاتى وجود بحسب اصطلاح منطق و ضرورت غيرى وى بحسب اصطلاح فلسفه نيست و ما همه اين مقدمات را براى همين يك نكته بيان كرديم و آنجا كه در همين مقدمه عنوان اصالت وجود و ضرورت و امكان را طرح مىكنيم مشروحا اين مطلب را بيان خواهيم كرد . فرق نگذاشتن بين ضرورت ذاتى منطقى و ضرورت ذاتى فلسفى موجب اشتباهات عظيمى براى عده اى از مدعيان فلسفه و غيرهم از مادى و غير مادى شده و همين فرق نگذاشتن موجب شده كه طرفداران منطق ديالكتيك مبحث ضرورت را در منطق زائد بدانند بلكه اعتقاد به نسب ضروريه را از مظاهر جمود منطق باصطلاح استاتيك بدانند ما اين اشتباهات را بعدا در متن پاورقىهاى خود مقاله بيان خواهيم كرد توجيه نظام موجودات مطالبى كه تحت عناوين گذشته بيان كرديم همه مقدمه توجيه نظام موجودات بود از مطالب گذشته معلوم شد كه نتيجه برخى از نظريه ها نفى وجوب و ضرورت نظام موجودات بود و نتيجه برخى اثبات آن و طرفداران نظريه ضرورت نظام موجودات نيز يك دسته نبودند بلكه برخى آن نظام را مؤلف از ضرورت بالذات و ضرورت بالغير مىدانستند و برخى تمام اين نظام را از ضرورات بالغير مؤلف مىدانستند . مجموع آراء دانشمندان را در توجيه ضرورت و لا ضرورت نظام موجودات مىتوان اينطور خلاصه كرد هيچ ضرورت و وجوبى بر موجودات حكمفرما نيست زيرا قانون عليت و معلوليت عمومى غلط است و پديد آمدن و از بين رفتن موجودات بحسب صدفه و اتفاق است . قائلين به صدفه و اتفاق كه منكر نظام جهان و منكر مبدا جهان بودهاند . نظام موجودات نظام ضرورى و وجوبى نيست زيرا هر چند قانون عليت صحيح است ولى قانون جبر على و معلولى باطل است . گروهى از متكلمين .